هر روز بهتر می شویم، اگر روحیه و امید داشته باشیم. (روزنوشتهای سید محمد اعظمی نژاد)
شعور
یکشنبه 1394/09/8 ساعت 09:07 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )

چندی پیش یکی از دوستان دانشمند و فرهیخته ام، مطللبی به شرح زیر ارسال نمود: 
شازده کوچولو: تو سواد داری؟
روباه: سواد مال آدمهاست، من شعور دارم...!

یادآوری چند نکته شاید جالب توجه باشد: 
1- در لغتنامه مرحوم دهخدا واژه شعور به معنای «دریافتن و دانستن» آمده است. فرهنگ لغت معین نیز این کلمه را به «ادراک و آگاهی» آورده است. 
2- بخشی از ماجرای شعور در افراد ذاتی و سهم دیگر آن بدون تردید اکتسابی است. 
3- ممکن است برخی از ما بر این باور باشیم که ما ایرانیان «ذاتا"» افراد باشعوری هستیم. بدون تردید «شعور» در رفتارهای روزمره ای که از خود به نمایش می گذاریم بروز می کند. 
شعور اجتماعی نشان می دهد که چه اندازه از بایدها و نبایدهای زندگی در اجتماع آگاهی داریم. رعایت حقوق شهروندی، احترام میان فردی و بسیاری از موارد مشابه نشان می دهد که میانگین شعور در یک اجتماع به چه میزان می باشد. 
4- من گمان می کنم توزیع«شعور» در جامعه شباهت زیادی به توزیع«ثروت» در جامعه دارد و در این مقوله نیز جامعه دچار بی عدالتی شده است. اما تفاوت بسیار مهمی بین این دو توزیع وجود دارد. وقتی میانگین شعور در یک اجتماع پایین باشد، احترام و قانون مداری کم رنگ می شود. 
5- ممکن کسانی از این نوشتار دچار رنجش شده باشند، اما باید برای درک و برداشت بهتر از وضعیت شعور، نگاهی به ارتباطات اجتماعی روزانه افراد در اتوبوس شهری، مترو، تاکسی، محل کار، ادارات و ... بیاندازیم. 
مهم این است که برای بهبود وضعیت شعور در جامعه باید حرکت کرد.
6- شاید بتوان شاخص هایی برای اندازه گیری وضعیت شعور در جامعه مطرح کرد: 
- درصد افرادی که چراغ قرمز راهنمایی را رعایت می کنند. 
- درصد افرادی که در ترافیک از لاین خود خارج نمی شوند. 
- درصد افرادی که در صف(نان، اتوبوس، مترو و...) نوبت را رعایت می کنند. 
- درصد افرادی که در جامعه از واژه های مناسب و مودبانه استفاده می کنند. 
- درصد افرادی که برای انجام کار در ادارات رشوه نمی دهند. 
- درصد افرادی که پی از تصادف رانندگی با هم با احترام رفتار می کنند و منتظر پلیس می مانند. 
- درصد افرادی که در جلوی درب پارکینگ دیگران، پارک نمی کنند. 
- درصد افرادی که از شیشه خودرو خود آشغال به خیابان نمی ریزند. 
- و...
برای داشتن جامعه ای متعالی، غول چراغ جادو کمکی به ما نخواهد کرد، بلکه هر یک از ما با «اقدام» روزانه خود جامعه ای بهتر خواهیم ساخت.
سیدمحمد اعظمی نژاد 
تهران-8 آذر ماه 1394



برچسب‌ها: مردم , جامعه , فرهنگ ,

علم بهتر از ثروت نیست؟!
چهارشنبه 1394/09/4 ساعت 10:17 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )

وقتی متن آگهی که در یکی از روزنامه ها به چاپ رسیده بود در شبکه های اجتماعی دست به دست برای به دست من رسید، بسیار شوکه شدم، به ویژه اینکه در گروهی از تلگرام آن را دریافت کردم که بیش از نیمی از اعضای آن از فرهنگیان بازنشسته و فرهیخته کشور هستند.
چند روزی بود که قصد داشتم گزارشی از بخشی دغدغه های شخصی ارائه کنم و مشاهده متن تصویر بالا انگیزه بیشتری در من برای نگاشتن این سطور ایجاد نمود: 
1-واژه #ثروت باید برای افراد یادآوری و بازتعریف شود. به گمان من مردمان ما با وجود تغییرات فرهنگی و اجتماعی طی سالیان گذشته، هنوز در تعریف سنتی #ثروت جا مانده اند. شاید یکی از جذاب تعریف های از واژه #ثروت، تعریف رابرت کیوساکی باشد:«ثروت یعنی، شما اگر کار نکنید تا کی میتونید دوام بیاورید…»
اما اگر قرار باشد کمی ایدآل گراتر به این تعریف نگاه کنیم، شاید ثروت شامل سلامتی، پول، شاد بودن، ارتباطات اجتماعی اثربخش و موفق، دانش و تجربه مناسب(که لزوما شامل مدرک دکتری و فوق لیسانس نیست!) و .... باشد. بنابراین با این تعریف می شود برداشت کرد بسیاری از ما خیلی ثروتمند نیستیم! 
2-#پول حتما" مهم است! پدربزرگ مرحوم و دوست داشتنی من همیشه به جوان ترها از ضرب المثل معروف استفاده می کرد:«گرسنگی نکشیدی که عاشقی از یادت بره!» 
بدون تردید #پول در زندگی امروز جایگاه مهمی دارد. به چشمان خود دیده ام زوج هایی که با عشق ازدواج کردند و کمتر از 2 یا 3 سال به دلیل مسایل پولی و معیشتی از هم جدا شده اند. حتما" شما نیز چنین مشاهدات تلخی داشته اید. 
3- #فرهنگ کار باید دوباره احیا شود. آن روزها که عده ای هرشب در صف می ایستادند و سکه می خریدند و با حاشیه سود باور نکردنی در بازار می فروختند، یا آنروزها که عده ای وام های کم بهره گرفتند که به جای استفاده در چرخه تولید و کارآفرینی، دلار، مسکن و خودرو خریدند، پیش بینی می شد که فرهنگ کار دچار تغییرات بنیادین شود. 
وقتی جوانانی می بینم که باور دارند که باید ره صدساله را یک شبه طی کرد، اطمینان حاصل می کنم راهی جز احیای دوباره فرهنگ کار در کشور برای بهبود اوضاع معیشتی افراد وجود ندارد. 
شاید این واژه در نوشتارهای من تکراری باشد اما به دلیل اهمیت و علاقه شخصی آن را مجددا مطرح می کنم، برای بهتر شدن وضعیت و کیفیت زندگی ما نیز مانند بسیاری از مردمان کشورهای موفق دنیا، گریزی جز #خود_حکومتی نداریم. 
4-فرهنگ #فکر_کردن باید در جامعه تقویت شود. وقتی روحیه #خود_مدیریتی در مردمان یک جامعه وجود داشته باشد، هرکس خود را ملزم به رعایت انضباط، برنامه ریزی، کنترل، تسلط بر فرایندهای زندگی و پاسخگویی به مسئولیت های خود می داند. هرفردی به طور بدیهی برای برنامه ریزی فکر می کند و این کاری است باید برای آن بخش زیادی از جامعه ما برای آن آموزش ببینند.(و البته رسانه ملی برای این کار مسئولیت سنگینی برعهده دارد. 
من اطمینان دارم آن معلم زحمتکشی که متن آگهی عذرخواهی از دانش آموزان خود منتشر کرده است، زیر فشار بار مسایل معیشتی چنین نوشتاری را منتشر کرده است و دست او و همه معلمانی که برای تربیت فرزندان این کشور از جان مایه می گذارند می بوسم. 
مسیر #توسعه، #پیشرفت و تولید #ثروت در کشور گرچه مسیر دشواری است، اما بی شک با اعتماد به نفس، آمادگی و همدلی پیمودنی است. 
سیدمحمد اعظمی نژاد
تهران- آذرماه 1394






دیکته نانوشته غلط ندارد!
چهارشنبه 1394/08/20 ساعت 10:01 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
پس از پخش برنامه ای از عموهای فیتیله ای و واکنش هایی که در جامعه به وجود آمد؛ براساس مسئولیت اجتماعی خود بر آن شدم چند سطری در این باره بنویسم: 
1- شاید از عموهای فیتیله ای تقریبا دو یا سه نسل جامعه ایرانی خاطره دارند، این افراد کسانی هستند که تقریبا در هر جمعه، روزهای تعطیل و ایام نوروز در خانه های اغلب ایرانیان از طریق رسانه ملی حضور داشتند و همیشه سعی در انتقال مفاهیم آموزشی و البته شاد کردن کودکان و والدین آنها در قالب طنز داشته اند. 

هرچند که معتقدم با توجه به اینکه مخاطب برنامه های آنها، کودکان هستند و باید حساسیت زیادی در تولید برنامه های کودک نشان داد. 
اما یادمان باشد در بین برنامه های تولیدی، برنامه های این افراد جز بهترین ها استو 
2- سال های عموهای فیتیله ای نقشی فراتر از یک برنامه ساز کودک داشته اند. این یک اشکال است که مردمان ما حافظه تاریخی ضعیفی دارند اما گروه فیتیله ها طی سالیان گذشته اقدامات زیادی چون میانجی گری برای جلوگیری از قصاص اعدامی ها، حضور در میان کودکان بیمار و سرطانی، خانه سالمندان و ... که جای قدردانی دارد. 
3- این گروه فرهنگ عذرخواهی دارد و تهیه کننده و عوامل این برنامه طی ارسال یک بیانیه رسما از مردم آذری زبان عذرخواهی کردند. 
بدون تردید این میزان حجم زیاد تولید محتوا نمی تواند بدون نقص باشد، به هرحال باید دانست که دیکته نانوشته غلط ندارد! 

سید محمد اعظمی نژاد 
تهران-20 آبان 1394



برچسب‌ها: مردم , فرهنگ ,

یادگیری «Self-Government» ضرورتی حیاتی برای همه
چهارشنبه 1394/07/1 ساعت 12:03 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
(عکس تزئینی است)

«خود-حکومتی» یا Self-Government ویژگی است که چنانچه مردم یک جامعه آن فراگرفته و به آن عمل کنند، می توان انتظار نتایجی خیره کننده از آن جامعه داشت. 
شاید برای شما جالب باشد که کلیدواژه اکثر روسای جمهور کشور آمریکا، همین عبارت است! و همیشه مردم را دعوت به یادگیری و رعایت این خصیصه می کنند. 
شانزدهمین رئیس جمهور آمریکا، Abraham Lincoln، احتمالاً جز اولین کسانی بود که در این کشور این رویکرد را پیشنهاد و اجرایی کرد.
سی و یکمین رئیس جمهور آمریکا، Herbert Hoover در بخشی از سخنرانی خود در 22 اکتبر 1928، اشاره می کند که در طول 150 سال گذشته بنای اداره کشور براساس خودحکومتی و حمایت از تشکل های اجتماعی بوده است. 
و حالا در سال 2015 چهل و چهارمین رئیس جمهور آمریکا، Barack Obama نیز در سخنرانی خود در 7 مارچ 2015، تاکید می کند تجربه خود-حکومتی برای مردمان کشورش کار و هدف ایجاد می کند. 

1- شاید یکی از دلایل انتخاب کشور آمریکا برای طرح این موضوع با توجه به بررسی که داشتم، تاکید اکثر روسای جمهور این کشور بر موضوع خود-حکومتی و البته رتبه اقتصادی آن در سطح جهان است. شاید برای شما جالب باشد که حدود 21 درصد از درآمد کل جهان به کشور آمریکا اختصاص دارد و درآمد این کشور نزدیک به 2 برابر کشور چین است. 
2- اما مردمان یک کشور چگونه به ویژگی خود-حکومتی نزدیک می شوند؟ 
الف- افراد خود-حکومتی در یک جامعه کدهای اخلاقی را رعایت می کنند و به آن احترام می گذارند. شاید سوگندنامه بقراط در جامعه پزشکی مثال خوبی از این کدها باشد. 
ب- در جوامعی که مردمان خود-حکومتی زندگی می کنند، فرایندی قوی، قاطع به شکایات و اختلافات احتمالی افراد جامعه رسیدگی می کند. 
ج- در جوامع و سازمان هایی که مردمان خود-حکومتی دارند، همه مردم در رای گیری مشارکت می کنند و بهترین و مناسب ترین افراد را انتخاب می کنند.(بنابراین عدم مشارکت در رای گیری ها، در تضاد کامل با خود-حکومتی است) 
د- در جامعه هایی که خود-حکومتی حاکم است، علاوه بر حمایت کامل از سازمان های مردم نهاد(NGO ها)، نظارت و کنترل مناسبی وجود دارد. 
ه- مردمان خود-حکومتی مسئولیت کار خود را می پذیرند. 
و- خود-حکومتی ها برای رسیدن به ثروت سخت کار و تلاش می کنند و می دانند کار برنامه ریزی شده و درست آنها را به نتیجه می رساند.
خداوند سبحان چه زیبا فرموده است: 
«انّ الله لا یُغیِّرُ ما بقوم حتّی یغیّرو ما بانفسهم» خداوند سرنوشت هیچ قومی و «ملّتی» را تغییر نمی دهد مگر آنكه آنها خود تغییر دهند. آیه مبارکه 11-سوره رعد
به گمان من
خودحکومتی یعنی: به جای آنکه بیش از 80درصد مردم در انتظار 44500 تومان یارانه نقدی بنشینند، کسب و کار ایجاد کنند و تولید ثروت کنند. 
خود حکومتی یعنی: به جای آنکه ساعت کار مفید در روز فقط 22 دقیقه باشد، افراد حداقل 7 ساعت کار مفید داشته باشند. 

خود حکومتی یعنی: به جای غرزدن و انتظار داشتن از یک ناجی مثل دولت، برای داشتن زندگی بهتر خود برنامه ریزی و تلاش بی وقفه داشته باشیم. 
شاید اولین گام برای بهبود و توسعه در کشور و جهش های بزرگ، توجه به همین رویکرد باشد و گمان می کنم نیاز است همه مهارت های این ویژگی را به خوبی بیاموزیم و بدان عمل کنیم


برچسب‌ها: مردم , جامعه , فرهنگ ,


چند کلمه...!
شنبه 1394/05/10 ساعت 10:58 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
جایی می خواندم زبان موسیقی، ابزاری برای بیان خرده فرهنگ ها و مسایل اجتماعی است. (+). اما جالب این است که در پارکی که در نزدیکی ما است هر روز پیرمردی ویلن زن، سال ها است می نوازد.
این پیرمرد طی چندسال گذشته هر روز غمناک تر می نواخت به طوریکه وقتی به چهره مردمانی که به پارک آمده بودند دقت می کردی، گویی دنیا به آخر رسیده است. 
اما این پیرمرد چند روزی است کوک ساز خود را به طور کامل عوض کرده است. در نوای ساز او امید و امیدواری شنیده می شود. 
حتما شما نیز این موضوع را تجربه کرده اید که این روزها موسیقی اینگونه افراد در مکان های عمومی بسیار شادتر و امیدوارتر کننده تر است. 
شاید این موضوع نشان می دهد که سطح امید مردم بسیار افزایش یافته است. امیدی که از آن یاد شد، سرمایه عظیمی است می تواند بستری برای جهش و رشد جامعه در ابعاد مختلف باشد. 
وظیفه هریک از ما است امید را در آحاد مردم زنده نگاه داریم. 

پی نوشت 1: امروز در یکی از بیلبردهای شهری دیدم که درشت نوشته بود :«مگر می شود زندگی مرا به هم ریخته آفریده باشد، خداوند دانه های انار!»، به این فکر می کردم که این بدیهی است خداوند بزرگ زندگی ما را به هم ریخته نمی آفریند، اما یادمان نرود زندگی به هم ریخته این روزهای بسیاری از مردمان ما محصول سوء مدیریت و بی تدبیری چند سال اخیر مدیران است. 


پی نوشت2(کاملاً بی ربط!): طی چند روز گذشته در اخبار خواندم که طی اقدامی ارزشمند تعداد 153 نفر از اراذل و اوباش دستگیر شدند. این اقدام بطور یقین ارزش آفرین است. اما مرا به یاد آب پاشی پاییز 92 آسمان تهران انداخت، چرا که هرگز آسمان آن روزها آبی نشد. من گمان می کنم جای پیمایش ها و پژوهش های عمیق اجتماعی و البته پس از آن تعریف اقدامات اصلاحی کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت بسیار خالی است. تا یادم نرفته بگویم که طی چند روز گذشته که مجالی برای نوشتن دست نداد، نزدیک بود دو تن از این اراذل و اوباش محترم طی اقدامی هماهنگ، بنده را به عالم باقی اعزام کنند! که لطف خدا شامل حال من بود. 
اما من غصه خوردم که چرا در کشور ما و میان مردمان نازنین من، افرادی نان حلال نخورده اند و بر سر سفره پدر و مادر ننشسته اند. 

من اطمینان دارم، هر روز بهتر می شویم اگر روحیه و امید داشته باشیم...


برچسب‌ها: مردم , مدیریت , فرهنگ ,



 
نظر سنجی
به نظر شما نقش هریک از ما برای بهبود کیفیت زندگی خود در کشور چقدر است؟





دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

Instagram