هر روز بهتر می شویم، اگر روحیه و امید داشته باشیم. (روزنوشتهای سید محمد اعظمی نژاد)
بهبود كسب‌وكار در شرایط ركود اقتصادی
دوشنبه 1395/03/31 ساعت 06:19 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )

این مقاله در روزنامه دنیای اقتصاد روز 31 خرداد 1395 به چاپ رسیده است.. 

اگر اخبارهای اقتصادی كشورمان را دنبال كنید‌، شاید یكی از واژه‌های پرتكرار وضعیت ركود در اقتصاد است، وضعیتی كه اغلب فعالان كسب‌وكار را دچار مساله و سردرگمی می‌كند. اما در همین وضعیت ركود اقتصادی نیز عده‌ای از افراد كسب و كاری بسیار مناسب‌تر و بهتری از دیگران دارند. اصولا در اقتصاد و بازار دو گروه مهم پدید می‌آیند: ‌برندگان و بازندگان! شاید سریع‌ترین راه برای ورشكستگی، ‌دست روی دست گذاشتن و كاری نكردن و انتظار برای بهبود وضعیت اقتصادی است!‌ خیلی اهمیتی ندارد كه شما در چه حوزه‌ای فعالیت می‌كنید، اما هرگز نباید اجازه دهید كشتی كسب و كارتان به گل بنشیند! شما باید نوآور باشید، ایستادگی كنید و برای محصول و خدمات خود با روشی جدید بازار ایجاد كنید.

 

استراتژی 1- بزرگ فكر كنید و از زمان خود درست استفاده کنید.

سایز كسب و كار شما خیلی مهم نیست، برای خود تصویر ذهنی ایجاد كنید كه بزرگ‌ترین و موفق‌ترین فرد در صنعت خود هستید. در این صورت چه میزان از وقت شما صرف كارهای روزمره در دفتر كار خواهد شد؟‌ سعی كنید زمان خود را صرف كارهای پراهمیتی مانند فكر كردن برای استراتژی‌های بازاریابی، بهبود ارتباطات با مشتریان و اجرای اقدامات موثر برای توسعه خدمات خود صرف كنید.

استراتژی 2-متمایز باشید و دست از رقابت بردارید.

بدون تردید در هر كسب و كاری كه فعالیت داشته باشید، با رقبای زیادی مواجه هستید اما وقت آن رسیده است كه برای ایجاد تمایزهای اساسی در نحوه عملكرد خود، از كارزار پرتنش رقابت خارج شوید. وقتی متمایز عمل كنید جای نگرانی برای وجود رقبا وجود نخواهد داشت.

استراتژی 3-با مشتریان خود ارتباط برقرار كنید.

با گذشت هر ماه پس از اولین خرید یك مشتری، 10 درصد از احتمال بازگشت و خرید دوباره وی كاسته می‌شود و به این ترتیب احتمال مراجعه مجدد به تدریج كم می‌شود. برای پیشگیری از این موضوع مناسب‌ترین كار، تهیه وایجاد بانك اطلاعاتی از مشتریان و ارتباط مستمر و منظم با آنها است. شما می‌توانید به بهانه‌های مختلفی مثل كارت تولد، بروشور فروش، خبرنامه و... به‌طور مداوم نام تجاری، شماره تلفن، ایمیل و خدمات خود را به آنها یادآوری كنید.

استراتژی 4- كاركنانی مثبت‌اندیش و خوش‌اخلاق استخدام كنید.

كاركنانی كه رفتارهای غیردوستانه و منفی با مشتریان دارند، علاوه‌بر ایجاد خسارت‌های مادی، به راحتی مشتریان شما را می‌پرانند. برای مصاحبه و استخدام افراد در كسب‌وكار خود وقت بگذارید و كسانی را انتخاب كنید كه از كمك كردن به دیگران لذت می‌برند. سعی كنید برای ارزیابی كاركنان از ابزارهای مناسبی چون آزمون‌های شخصیتی استفاده كنید.

استراتژی 5-در وب سایت خود امكان فروش آنلاین ایجاد كنید.

این روزها مشتریان استقبال زیادی از خرید اینترنتی می‌كنند. علت این موضوع نیز آن است كه مردم علاقه‌مند به صرفه‌جویی هرچه بیشتر در زمان خود هستند، علاقه‌مند به حضور در خیابان‌های پرترافیك و آلوده نیستند و به هرحال انگیزه‌های زیادی برای خرید از طریق اینترنت دارند. جالب این است طی بررسی كه به‌تازگی موسسه پژوهشی ژوپیتر انجام داده است، علاقه‌مندی به خرید اینترنتی در میان آمریكا 17درصد نسبت به سال گذشته رشد داشته است. بنابراین به خوبی بررسی كنید كه چه محصول یا خدمتی از خود را می‌توانید به‌صورت فروش اینترنتی ارائه كنید و در اولین فرصت امكان فروش آنلاین را در وب‌سایت خود فعال کنید.

استراتژی 6- در سایت‌های پربیننده تبلیغ كنید.

یكی از بهترین روش‌ها برای جذب مشتری استفاده از فضای تبلغیاتی سایت‌های پربیننده است. اگر سری به سایت‌های پربیننده كشور بزنید، بنرهای تبلیغاتی جذاب زیادی را مشاهده خواهید كرد. ویژگی مناسب تبلیغات در این سایت‌ها علاوه‌بر ارزان بودن هزینه تبلیغات نسبت به دیگر رسانه‌های تبلیغاتی، اطمینان از تعداد فراوان مشتریان بالقوه برای كسب‌وكار شما است.

استراتژی 7- داستان موفقیت‌های خود را منتشر كنید.

معمولا نشریات و مجلات محلی یا تخصصی كسب‌وكار در جست‌وجو و شناسایی موفقیت‌های كسب‌وكار هستند. شما می‌توانید بدون صرف هرگونه هزینه نسبت به بازاریابی كسب‌وكار خود با استفاده از این روش اقدام كنید.

استراتژی 8- فرصت‌های محیطی را شكار و از آنها استفاده كنید.

اتفاقات محیطی روزانه‌ای كه در اطراف ما در جامعه یا سیاست و... می‌افتند، می‌توانند بهترین خوراك برای ایده‌پردازی و جلب توجه مشتریان باشند. شاید بهترین نمونه چنین موضوعی، ‌كارآفرین آمریكایی است كه در اوج بحران در این كشور، از یك ایده خلاقانه استفاده کرد. او با چاپ تصویری از اسامه بن‌لادن بر روی كاغذ توالت، زیر آن تصویر نوشت: «با استفاده از این كاغذ با تروریسم مبارزه كنید!» و همین ایده طنزآلود و خلاقانه منجر شد تا توجه مردم زیادی به این محصول جلب شده و به یكی از پرفروش‌ترین محصولات در آن سال تبدیل شود.

استراتژی 9- هر روز به نوآوری فكر كنید.

حتی برای كسانی كه كسب‌وكار پررونقی دارند، نوآوری یك الزام است. نوآوری در محصولات، ‌شیوه ارائه خدمات، بازاریابی و فروش و حتی فرآیندهای داخلی، كاری است كه باید به صورت روزانه و با انضباط شدید نسبت به آن فكر و اقدام كنید. به این ترتیب می‌توانید كسب‌وكار خود را نسبت به شرایط ركود در بازار واكسینه كنید چون مشتریان همیشه حاضرند برای بهترین محصول و خدمت پول خرج كنند. فراموش نكنید غلبه بر ركود اقتصادی در بازار نیازمند یك ذهن فعال، ‌مثبت اندیش و خلاق است. اگر شما فكر می‌كنید اوضاع بازار خوب است، ‌درست فكر می‌كنید و اگر فكر می كنید وضع بازار بسیار نامناسب است، ‌بازهم درست فكر می‌كنید، ‌چراكه هرطور فكر كنید همان خواهد شد!‌





مهارت‌های ضروری مورد نیاز مدیران آینده بازاریابی
سه شنبه 1395/02/28 ساعت 06:41 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )

این نوشتار در روزنامه دنیای اقتصاد سه شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۵ به چاپ رسیده است. 

سیدمحمد اعظمی‌نژاد

رئیس کمیته آموزش و پژوهش-انجمن مدیریت ایران

منبع: linkedin


تغییرات تکنولوژی نسبت به 10 سال گذشته چنان سریع و بزرگ بوده است که انتظارات، مسوولیت‌ها و وظایف مدیران بازاریابی به‌طور قابل‌توجهی دچار دگرگونی شده است. بازاریابان امروز باید آگاهی کامل از روندها و فناوری‌های جدید داشته باشند. آنها باید توانایی و مهارت لازم را برای استفاده از شبکه‌های اجتماعی، موتورهای جست‌وجو و ابزارهای نوین در آمیخته بازاریابی(این ابزار قبلا درهمین ستون معرفی شده است) داشته باشند.

 

اما مجموعه‌ای از مهارت‌ها وجود دارند که اساسی و پایه هستند و مدیران بازاریابی باید این مهارت‌ها را به‌طور مستمر در خود بهبود و توسعه دهند. در این نوشتار این مهارت‌های مهم برای بالا بردن ضریب موفقیت به عنوان یک مدیر بازاریابی معرفی می‌شوند:

1- مدیران بازاریابی باید تفکر انتقادی داشته باشند: در نظرسنجی که به تازگی توسط انجمن مدیریت آمریکا (AMA) انجام شده است، اکثریت مدیران ارشد اجرایی پاسخ دادند به مدیران بازاریابی نیاز دارند که مهارت تفکر انتقادی داشته باشند و این درحالی است که بیشتر مدیران فعلی در این مهارت مهم نیاز به بهبود جدی دارند. تفکر انتقادی یا توانایی تجزیه و تحلیل شرایط، جملات و سنجش اعتبار پایه و فونداسیون مهمی برای مدیریت حرفه‌ای در شرایط حاضر کسب‌وکار است. تفکر انتقادی موجب پرورش و تقویت تفکر خلاق می‌شود که این ویژگی منجر به ایجاد توانایی حل مسائل پیچیده در یک فرد می‌شود و این دقیقا همان چیزی است که مدیران ارشد از مدیران بازاریابی آینده انتظار دارند.

2- مدیران بازاریابی همیشه در نقش یک مدیر پروژه هستند: در کسب‌وکار امروزی، عنوان شغلی مدیر پروژه مختص یک فرد خاص در سازمان نیست. پروژه‌ها می‌توانند ساده یا پیچیده، کوتاه‌مدت یا بلندمدت باشند اما در بازاریابی ممکن است پروژه‌ها به‌صورت روزانه و براساس فرصت‌های به‌دست آمده از رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی یا تعامل با مشتریان ایجاد شوند. مدیران بازاریابی آینده نیاز جدی به یادگیری و تقویت مدیریت پروژه خود به‌منظور مدیریت هرچه بهتر تیم کاری و تحقق اهداف تعیین شده در بازاریابی دارند.

3- مدیران بازاریابی نیاز به مهارت‌های تحلیلی دارند: تجربه نشان می‌دهد بازاریابان بسیار موفق توان تحلیلگری بالا دارند. آنها ارزش تعداد زیادی از داده‌های مختلف و در دسترس را به خوبی می‌دانند و با علاقه‌مندی فراوان رفتارهای مصرف‌کنندگان و مشتریان را از طریق تحلیل این اطلاعات مورد ارزیابی قرار می‌دهند. از آن مهم‌تر اینکه اثربخشی راه‌حل‌های بازاریابی با تغییر رفتار مصرف مشتریان قابل بررسی و تحلیل است. بهترین مدیران بازاریابی به خوبی می‌دانند که با استفاده تحلیل داده‌ها و اطلاعات موجود چه روش‌ها و اقداماتی برای بازاریابی اثربخش تعریف کنند.

4- مدیران بازاریابی باید توانایی جامع‌نگری داشته باشند: مدیران بازاریاب آینده نسبت به بازاریابی نگاهی جامع‌نگر دارند، آنها در برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری خود سیستم‌ها را به‌طور کاملا متصل به یکدیگر و متاثر از هم در نظر می‌گیرند. مفهوم جامع‌نگری در بازاریابی شاید یکی از مهم‌ترین رویکردها در کسب‌وکار امروزی باشد. جامع‌نگری در بازاریابی از توجه دقیق و پاسخگویی به تغییرات اساسی متاثر بر بازار(مانند تغییرات جمعیت شناختی، پیوستن به بازار جهانی، میزان رقابت‌پذیری، توسعه اینترنت، مسوولیت اجتماعی شرکت‌ها و...) به دست می‌آید.

5- مدیران بازاریابی باید مهارت‌های فنی خود را به روز کنند: قطار توسعه و پیشرفت تکنولوژی هرگز متوقف نمی‌شود و بازاریابی نیز به‌طور مستقیم در معرض تاثیرپذیری از آن است. بنابراین یکی از مهم‌ترین موضوعات برای مدیران بازاریابی آن است که نسبت به تغییرات تکنولوژی آگاهی داشته باشند و همیشه به روز باشند، راه‌های متنوع تعامل و ارتباط با مشتری را شناسایی کنند و برای ارائه خدمات و اطلاعات به مشتریان مناسب‌ترین روش را انتخاب کنند.

6- مدیران بازاریابی باید توان رهبری داشته باشند: مطالعه و بررسی مدیران بسیار موفق نشان می‌دهد که این افراد از توان رهبری بسیار بالا در سازمان خود برخوردار هستند. برای کسب موفقیت در بازار رقابتی و پرچالش امروزی با انبوهی از مسائل پیچیده روزانه و عدم قطعیت‌های فراوان راهی جز تقویت و توسعه مهارت‌های رهبری در مدیران به ویژه مدیران بازاریابی نیست. مدیران می‌توانند با خودارزیابی مهارت‌های رهبری و پس از آن تهیه برنامه توسعه فردی نسبت به بهبود توان رهبری خود اقدام کنند.

باید به خاطر سپرد آینده و فردا در دنیای پرسرعت کسب‌وکار همین امروز است! بنابراین مدیران بازاریابی باید با انضباط شدید برنامه‌ای برای تقویت مهارت‌های اشاره شده تنظیم و اجرا کنند. اما از آنجا که معمولا مدیران بازاریابی آن قدر پرمشغله هستند که ممکن است این کار را به اولویت‌های بعدی واگذار کنند، بنابراین مدیران ارشد و رهبران سازمان باید توسعه این مهارت‌ها را به عنوان یک مطالبه اصلی از آنها بخواهند.





کشف و استخراج«ارزش» از شکست
چهارشنبه 1395/02/8 ساعت 10:59 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
سیدمحمد اعظمی‌نژاد
رئیس کمیته آموزش و پژوهش-انجمن مدیریت ایران 
منبع: hbr

یکی از مهم‌ترین و اثبات شده ترین موانع رشد و توسعه شرکت‌ها، ترس از شکست است. در نظرسنجی که گروه مشاورین بوستون در سال 2015 انجام داده است، 31 درصد از پاسخ دهندگان، اظهار کرده‌اند که فرهنگ ریسک گریزی و محافظه کاری یکی از موانع کلیدی برای نوآوری است. در اغلب موارد مدیران ارشد از این مساله آگاهی دارند، از یک‌سو، به ارزش شکست‌های سازمانی واقف هستند. مدیرعامل افسانه‌ای شرکت 3M، ویلیام مک نایت می‌گوید: «بهترین و دشوارترین کارها با روحیه ماجراجویی و چالش‌گرایی انجام می‌شود. حتی اگر اشتباهی رخ دهد.» مدیرعامل شرکت pixar، اد کتمول نیز نظری مشابه دارد: «شکست‌ها همیشه بد نیستند. گاه برای انجام کاری جدید اجتناب‌ناپذیر و حتی ارزش‌آفرین هستند.»




از سوی دیگر، فرآیندهای مدیریت برای بودجه‌بندی، تخصیص منابع و کنترل مخاطرات احتمالی براساس پیش‌بینی و میزان بهره‌وری شکل گرفته‌اند و مدیران اجرایی با نمایش بهبود دراین شاخص‌ها نشان می‌دهند که اوضاع تحت کنترل آنها قرار دارد. بنابراین مدیران حتی اگر در یک سازمان، اختیار انجام دادن و شکست خوردن در کاری داشته باشند، با این وجود همه تلاش خود را به‌کار می‌گیرند تا از شکست اجتناب کنند. اما راهی برای حل این معما وجود دارد: کشف و استخراج «ارزش» از شکست. به این ترتیب شما خواهید توانست اندازه‌گیری کنید و برای کسب موفقیت و با کنترل هزینه‌ها و ارتقای نتایج، شرایط را بهبود دهید.  شاخص بازگشت سرمایه‌گذاری در شکست ROF) Return On Failure)، نسبت کسری دارایی‌های شما به منابع و سرمایه‌گذاری‌ها است که در یک اقدام منجر به شکست صرف شده است. بنابراین برای بالا بردن نرخ بازگشت سرمایه‌گذاری‌های خود در یک شکست یا باید مخرج کسر (سرمایه‌گذاری‌های مالی) را به حداقل برسانید یا دارایی‌های به‌دست آمده از شکست (شامل اطلاعات ارزشمند در مورد مشتریان، بازار و تیم مدیریت و کارکنان، فرآیند) به حداکثر میزان ممکن برسد. نتیجه بیش از 10 سال بررسی و تحقیق در بیشتر از پنجاه شرکت صنعتی و بنگاه اقتصادی نشان می‌دهد تمامی مدیران شرکت‌های موفق سعی در افزایش نرخ بازگشت سرمایه‌گذاری در شکست(ROF)، دارند. این مدیران باور دارند که شکست‌های سازنده می‌تواند منجر به رشد و توسعه فردی و سازمانی شود و نگاهی مثبت نسبت به شکست‌های احتمالی در سازمان دارند. برای افزایش نرخ بازگشت سرمایه گذاری در شکست(ROF)، اقدامات زیر را انجام دهید: 

1. از هر شکستی، یادگیری داشته باشید. برای شروع از نظرات افرادی که به‌طور مستقیم با طرح‌ها و پروژه‌های ناامید کننده و شکست خورده درگیر بوده اند، استفاده کنید. البته، این کار خیلی خوشایند نیست، چرا که مرور مشکلات گذشته نه تنها خسته کننده است، بلکه بسیار دردناک است! بسیاری از ما ترجیح می‌دهیم به جای صرف وقت و انرژی به جای مرور اتفاقات گذشته، برای برنامه‌های آینده سرمایه گذاری کنیم. اما برای اینکه بتوانید از این افراد پاسخ‌های درستی دریافت کنید، باید با پرسشنامه‌ای براساس منابع با ارزش صرف شده در هر طرح و پروژه از آنها سوال کنید. وقتی کاری مطابق با برنامه‌ها پیش نمی‌رود، این بهترین فرصت برای به چالش کشیدن پیش فرض‌ها و دستورالعمل‌ها و قوانین تنظیم شده است.موکدا توصیه می‌شود آموزه‌های هر پروژه، برنامه یا طرح شکست خورده در سازمان خود را براساس موارد زیر تفکیک کنید: مشتریان، نوسانات بازار، استراتژی سازمان، فرهنگ، فرآیندها، خودتان (تیم رهبری سازمان)، کارکنان و روندهای آتی. این نوع نگاه به شکست، البته، نوعی دارایی ارزشمند برای سازمان به‌شمار می‌آید. 

2. دروس آموخته شده از شکست را با کارکنان به اشتراک بگذارید. تامل بر شکست‌های سازمانی یادگیری فردی قابل‌ملاحظه‌ای دارد اما بازدهی واقعی استفاده از هر شکست، زمانی اتفاق می‌افتد که دروس آموخته شده از شکست را در سرتاسر سازمان منتشر کنید. با این کار شما چرخه بررسی و تامل بر شکست را با استفاده از نظرات کارکنان خود کامل می‌کنید. با استفاده از اطلاعات، ایده‌ها و شناسایی دقیق‌تر نقاط بهبود مربوط به یک شکست، می‌توان از تکرار عوامل شکست در طرح‌ها و پروژه‌های آتی جلوگیری کرد. به اشتراک گذاری دروس آموخته شده از شکست، احتمال موفقیت برنامه‌های مشابه آینده را افزایش می‌دهد. شاید یکی از بزرگ‌ترین خطاهای یک رهبر سازمانی دفن اخبار بد باشد. انتشار اخبار شکست با نگرش مثبت در سازمان، می‌تواند منجر به اعتمادسازی و ایجاد کانالی برای کارکنان برای مشارکت در ارائه ایده‌های خلاقانه و نوآورانه جهت برطرف کردن عوامل شکست در طرح‌ها و برنامه‌های آینده سازمان باشد. به رهبران ارشد(در یک واحد یا کل سازمان) موکدا توصیه می‌شود به‌طور منظم-مثلا هر ماه یک بار- با یکدیگر درباره شکست‌های سازمانی خود گفت‌وگو و تبادل نظر کنند. این روش برای رسیدن به نتایجی سریع و فوری برای یادگیری از شکست به خوبی نتیجه می‌دهد. 

3. الگوی شکست را مرور کنید. گام سوم آن است که مانند یک پرنده تیزبین از بالا به سازمان خود نگاه کنید و بررسی کنید رویکرد کلی شما برای بهره‌برداری از شکست‌ها به درستی کار می‌کند؟ آیا از هر تلاش ناموفقی یادگیری داشته‌اید؟ آیا دروس آموخته شده را به خوبی در سرتاسر سازمان به اشتراک گذاشته‌اید؟ آیا دروس آموخته شده به بهبود استراتژی‌ها و روش‌های اجرایی شما کمک کرده است؟ درد و رنج ناشی از شکست، با استخراج حداکثر ارزش افزوده از آن کمتر می‌شود. اگر از هر اشتباه کوچک یا بزرگ یادگیری داشته باشیم، دروس آموخته شده از آن را به اشتراک بگذاریم و به‌طور منظم و دوره‌ای فرآیندهای سازمانی خود را مورد بازبینی و بررسی قرار دهیم، سازمان در ریل موفقیت به‌طور صحیح قرار خواهد گرفت و می‌توان انتظار بروز شکست‌های کمتر و کسب موفقیت‌های بزرگ‌تر را داشت.





برچسب‌ها: مدیریت , شکست ,

ابزار پاسخگویی با دیپلماسی و هوشمندی
جمعه 1395/01/27 ساعت 04:03 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
  • روزنامه دنیای اقتصاد- پنجشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۵
سیدمحمد اعظمی‌نژاد    
رئیس کمیته آموزش و پژوهش-انجمن مدیریت ایران 
منبع: mindtools
سال‌ها پیش فیلسوف چینی لائو تزو گفته بود:«همیشه پاسخی هوشمندانه بدهید، حتی اگر رفتاری نابخردانه می‌بینید!»فرض کنید یکی از کارکنان، نتیجه کار خود را ارائه می‌کند. او از عملکرد خود خوشحال به نظر می‌رسد، اما به خوبی واضح است که وی آمادگی لازم را نداشته و ارائه‌ای ضعیف و ناهماهنگی به نمایش گذاشته و شما را به واسطه این عملکرد خود ناامید کرده است.  قبل از اینکه کسی اتاق را ترک کند، او از شما درباره کیفیت ارائه‌اش بازخورد می‌‌گیرد؛ به او می‌‌گویید نحوه ارائه‌اش بسیار درهم و برهم و ناهماهنگ بوده است و از وی انتظار بیشتری داشته‌اید. جای تعجب نیست او از این بازخورد ناراحت می‌شود و احتمالا برای نظری که به او داده‌اید دچار پشیمانی می‌شوید. شما می‌خواستید با او صادق باشید، اما قصد صدمه زدن به احساسات او به ویژه در جلوی دیگران را نداشتید. و یک ماه بعد همان همکار استعفای خود را برای شما ارسال می‌کند.هریک از ما ممکن است چنین تجربه‌ای داشته باشیم، اما شاید بتوان با رعایت ظرافت‌های رفتاری اقداماتی کرد که با وجود بازخوردها و نظرات آسیبی به احساسات افراد وارد نشود. وقتی ما در ارتباطات خود سنجیده عمل می‌کنیم، می‌توانیم روابط خود را به خوبی حفظ کنیم و برای خود اعتبار ایجاد کنیم. در این نوشتار راهکارهایی برای توسعه این کیفیت مهم در ارتباطات ارائه خواهد شد.



مفهوم تدبیر چیست؟ 
«تدبیر» توانایی گفتن حقیقت به گونه‌ای است که احساسات و واکنش‌های افراد در نظر گرفته شود. این توانایی اجازه می‌دهد بازخوردهای بسیار دشوار را به افراد ارائه دهید، اطلاعات حساس و مهم را به گونه‌ای درست منتقل کنید و با حفظ رابطه خود با افراد، صحبت خود را به درستی بازگو کنید. تدبیر از اجزای مهمی مانند هوش هیجانی، احترام، احتیاط، خودآگاهی، اندیشه، مهربانی، ظرافت، صداقت، دیپلماسی و حسن نیت تشکیل شده است. اما چرا رفتار سنجیده مهم است؟ اول اینکه با تدبیر می‌توان اخبار بد و بازخوردهای انتقادی نسبت به عملکرد حرفه‌ای یا شخصی افراد را به آنها ارائه کرد. دوم اینکه رفتار سنجیده، موجب ایجاد و تقویت اعتبار فردی می‌شود. وقتی فردی رفتاری سنجیده می‌کند، نشان می‌دهد از سطح بلوغ، حرفه‌ای‌گری و جامعیت برخوردار است. سوم آنکه تدبیر موجب می‌شود هر یک از ما حسن رفتار را به‌عنوان یکی از نکات مهم در برنامه توسعه‌ای خود قرار دهیم. و در نهایت رفتار سنجیده می‌تواند در بروز بسیاری از تعارضات جلوگیری و از آن مهم‌تر زمینه‌های تعامل مشترک با افراد ایجاد کند؛ بنابراین تدبیر دارایی مهمی در ارتباطات بین فردی به شمار می‌آید. اقدامات زیر می‌تواند برای رفتارهای باتدبیر بیشتر به شما کمک کند:

1) قبل از صحبت کردن، فکر کنید! تا به حال چندبار پیش آمده است که به سرعت صحبتی کرده باشید و سپس از آن گفته ابراز تاسف کرده باشید؟ سعی کنید برای ارتباط با دیگران با استفاده از هوش هیجانی و همدلی به آنها گوش دهید. مهم‌تر از هر چیز نیز ایجاد اعتماد در افراد است. یادتان باشد مخاطب شما آنقدر هوشمند هست که به راحتی متوجه صداقت و مهربانی شما ‌شود. 

2) در زمان مناسب اقدام کنید. فرض کنید یکی از همکاران شما به تازگی متوجه شده است که به دلیل عملکرد نامناسب خود، از طرف رئیس کسر پاداش شده است. از طرفی هم شما مطلع می‌شوید که برای عملکرد خوب خود مورد تشویق قرار گرفته‌اید. آیا هم‌اکنون زمان مناسبی برای دادن این خبر خوب به همکارتان است؟ مسلما خیر! یکی از مهم‌ترین نشانه‌های تدبیر، صحبت در زمان مناسب است. قبل از شروع به صحبت، موقعیت زمانی را به خوبی در نظر بگیرید و با احتیاط سخن بگویید. 

3) در انتخاب «کلمات» دقت کنید. انتخاب واژگان هنگام گفت‌وگو با دیگران می‌تواند به میزان زیادی مخاطب را تحت تاثیر خود قرار دهد. برای مثال، بهتر است هنگام صحبت با افراد آنها را به‌طور مستقیم مورد خطاب قرار ندهید: «بهتر است دفعه بعد این کار را بهتر انجام دهید!» این گونه صحبت کردن ممکن است افراد را در لاک دفاعی و مقاومت ببرد. اما شاید بتوانید با کمی با آرامش بیشتر و البته غیرمستقیم همان منظور را بیان کنید: «من فکر می‌کنم ارائه شما می‌تواند بسیار قوی‌تر باشد، اگر وقت بیشتری برای پژوهش و مطالعه بگذارید.»به ویژه هنگام ارائه انتقادهای سازنده، استفاده از کلمه «من» بسیار مهم است؛ چرا که با گفتن این واژه شما مسوولیت و مالکیت انتقاد ارائه شده را مستقیما به عهده می‌‌گیرید. به‌عنوان مثال بگویید: «من نگاه متفاوتی به این موضوع دارم.» از طرفی وقتی در یک گفت‌وگوی پرتنش هستید، تا جایی که می‌توانید کوتاه و مختصر سخن بگویید تا شانس بروز تعارضات بیشتر را کمتر کنید. 

4) به زبان بدن خود توجه کنید. زبان بدن شما، به‌طور مستقیم بخش مهمی از تدبیر رفتاری‌تان را به مخاطب منتقل می‌کند و باید زبان بدن با نوع پیامی‌که قرار است به فرد منتقل شود، همخوانی داشته باشد. تقویت زبان بدن یکی از مهم‌ترین کارها برای ارتباط موثر با افراد است (این ابزار قبلا در همین ستون معرفی شده است). 

5) هرگز از خود واکنشی هیجانی و احساسی بروز ندهید. وقتی دچار عصبانیت یا ناراحتی هستید، بروز رفتاری سنجیده و باتدبیر بسیار دشوار خواهد بود؛ بنابراین قبل از دادن هر پاسخ یا واکنش در این حالت به خود آرامش بدهید. یاد بگیرید چگونه احساسات خود را در محیط کار (یا خانه!) کنترل کنید. از محیطی که در آن تنش وجود دارد - حتی برای دقایقی - خارج شوید. کمی استراحت یا پیاده روی کنید یا سعی کنید تنفس عمیق داشته باشید تا دوباره خونسردی خود را به دست آورید. این موضوع نیز بسیار مهم است که ببینید چه چیزی موجب می‌شود رفتاری نسنجیده داشته باشید. 
یادتان باشد صبوری وسنجیده رفتار کردن رسم بازی مدیریت است!


برچسب‌ها: رهبری , مدیریت ,

لینک های مرتبط: لینک مقاله در روزنامه ,

اقداماتی برای افزایش ضریب موفقیت در سال 1395
پنجشنبه 1394/12/27 ساعت 11:46 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )

منتشر شده در ویژه نامه پایان سال روزنامه دنیای اقتصاد 

سید محمد اعظمی‌نژاد

رئیس کمیته آموزش و پژوهش انجمن مدیریت ایران

به سال نو دیگری نزدیک می‌شویم. اغلب افراد هیجان‌زده برای استفاده از فرصت‌های پیش‌رو و شروعی تازه برای بهبود در سال جدید هستند. در این نوشتار اقداماتی را با هم مرور خواهیم کرد که ممکن است به افزایش ضریب موفقیت در سال 1395 کمک کند:

اهداف خود را به‌طور کامل شفاف کنید. به جای آنکه بگویید در سال 1395 قرار است چه کارهایی انجام دهید یا چه فعالیت‌هایی را متوقف کنید، اهداف خود را شفاف کنید. برای این کار از ویژگی SMART استفاده کنید. اهداف SMART خاص (Specific)، قابل اندازه‌گیری (Measurable)، قابل‌دسترسی (Attainable) و مرتبط (Relevant) و محدود به زمان (Time-bound) هستند. بهتر است همه اهداف خود را به‌صورت منظم مکتوب کنید؛ چراکه این اقدام به انضباط فکری شما بسیار کمک می‌کند.

استراتژی شبکه‌سازی ایجاد کنید. اگر به‌دنبال فرصت‌های بزرگی هستید، در حقیقت در جست‌وجوی افرادی هستید که می‌توانند این فرصت‌ها را برای شما ایجاد کنند. فرصت‌ها به افراد گره خورده اند. وقتی اهداف سال 1395 را تعیین می‌کنید به دقت فکر کنید که برای هدف به سراغ چه افراد خاصی باید بروید. راهی پیدا کنید تا بتوانید با آنها جلسه‌ای داشته باشید و ارتباطی برنده-برنده برقرار کنید. شبکه‌سازی به معنای دادن و گرفتن کارت ویزیت به افراد نیست؛ بلکه ایجاد ارتباط معناداری است که به موفقیت هر فردی که در این ارتباط هستند کمک می‌کند.

هر روز شکرگزار خدا باشید. یک راه ساده برای کاهش تنش و استرس و داشتن زندگی شادتر این است که هر زمانی که فرصت داشتید شکرگزار خدا باشید. قدردانی و شکرگزاری مستمر روزانه از خداوند موجب می‌شود که تمرکز شما حتی در زمان بسیار سخت، بر روی اتفاقات مثبت زندگی بیشتر شود. 

مراقب سلامتی خود باشید. سلامتی ممکن است تعریف‌های متنوعی برای افراد مختلف داشته باشد. سلامتی به‌طور مشخص به شیوه زندگی هریک از ما بستگی دارد. آمادگی جسمانی مزایای عملکردی مثبتی چون افزایش بهره‌وری فردی، خلق و خوی بهتر، عزت نفس، اعتماد به نفس و حتی خواب بهتر با خود به همراه دارد. برای داشتن شیوه زندگی سالم‌تر لازم است گام‌های کوچک بردارید. یک رژیم غذایی مناسب انتخاب و به آن عمل کنید.از یک مربی ورزشی کمک بگیرید. به‌طور مرتب به یک سالن ورزشی آمادگی جسمانی-یا هر ورزش دیگری که حس خوبی به شما می‌دهد-مراجعه کنید. شاید باور نکنید؛ اما نتایج انتخاب شیوه زندگی سالم به‌طور شگفت‌انگیزی سال جدید شما را دچار تغییر خواهد کرد.

 بیشتر بخوانید. شاید از آمار و ارقام سرانه مطالعه کتاب در ایران شنیده باشید. آخرین آمار رسمی سرانه مطالعه حدود هشت دقیقه در روز به ازای هر نفر است، اما جالب تر اینکه متوسط زمانی که افراد در روز صرف تماشای تلویزیون می‌کنند بین سه تا شش ساعت است. برای سال جدید برای خود تعهدی ایجاد کنید که به جای اختصاص زمان برای تلویزیون، زمان بیشتری برای مطالعه کتاب بگذارید.

یک برنامه توسعه فردی حرفه‌ای ایجاد کنید. با شروع سال جدید، هرفردی برای خود نقاط قابل بهبودی در حوزه‌های مختلف شناسایی می‌کند، اما به سختی این نقاط قابل بهبود را تبدیل به یک برنامه مکتوب می‌کند. شاید بهترین راه برای اندازه‌گیری میزان موفقیت شما آن است برنامه توسعه خود را تهیه و به‌طور منظم آن را مورد سنجش قرار دهید. 

یک مهارت جدید بیاموزید. سعی کنید چیز جدید بیاموزید! نگاهی به برنامه‌های موسسات آموزشی معتبر بیندازید. موضوعات جذاب زیادی برای یادگیری پیدا خواهید کرد. با ثبت‌نام در یکی از این دوره‌های آموزشی با افراد جدیدی ملاقات می‌کنید و فرصت‌های جدیدی به‌روی شما باز خواهد شد. هرگز یادگیری را متوقف نکنید. 

برای خود چشم‌انداز و ماموریت شخصی تدوین کنید. یکی از بزرگ‌ترین موانع برای افراد در هدف‌گذاری فردی، نبود چشم‌اندازی واضح و روشن برای رسیدن به موفقیت است.تدوین بیانیه چشم‌انداز شخصی به شما کمک می‌کند تا به‌خوبی درک کنید طی چند سال آینده به جایگاه ایده‌‌آلی خواهید رسید و این چشم‌انداز همیشه برانگیزاننده و الهام‌بخش خواهد بود و با تعریف ماموریت شخصی، چگونگی رسیدن به چشم‌انداز را مشخص می‌کنید.

خود را به چالش بکشید. داشتن زندگی روتین آسان است. از خواب برخاستن، رفتن به محل کار، صرف شام و رفتن به رختخواب. اما اتفاقات شگفت‌انگیز در زندگی زمانی رخ می‌دهد که در زندگی ریسک کنید و خود را به چالش بکشید. راه‌هایی پیدا کنید تا بتوانید فعالیت‌هایی کمی فراتر از توان خود انجام دهید. کار دشواری برای انجام، پیدا کنید و اگر در آن شکست خوردید، نگران نباشید چراکه در هر شکستی یادگیری بسیار خوبی برای کسب موفقیت‌های بعدی اتفاق می‌افتد. همیشه در جست‌وجوی ماجراجویی‌های بعدی خود باشید.

برای یک سفر برنامه‌ریزی کنید. سعی کنید برای یک سفر ماجراجویانه و متفاوت برای سال 1395 برنامه‌ریزی کنید. راهی خلاقانه برای رفتن به سفر پیدا کنید، حتی ممکن است برنامه‌ریزی کنید تا بخشی از مسیر سفر را پیاده طی کنید. تا می‌توانید عکس بگیرید و از هر دقیقه لذت ببرید. اغلب افراد با خود می‌گویند که دوست دارند جاهای جدید را ببینند؛ اما هرگز یک قدم هم برای انجام آن برنمی‌بردارند. مقصد سفر خود و تاریخ دقیق آن را در سال 1395 همین امروز در تقویم خود یادداشت کنید.

حواستان به جیب تان باشد. هیچ تردیدی نیست که پول می‌تواند یکی از بزرگ‌ترین عوامل استرس هم در زندگی فردی و هم در ارتباطات ما با دیگران باشد. بودجه‌بندی یکی از اقدامات مهم و ارزشمندی است که می‌تواند به اولویت بندی و مدیریت پول شما کمک کند. در سال جدید برای خود تعهد ایجاد کنید تا مسوول دخل و خرج براساس بودجه‌بندی تعیین شده باشید. 

تعهد خود به اهداف را با یک نفر در میان بگذارید. در نهایت به یک نفر اطلاع و گزارش مستمر دهید که به اهداف و برنامه خود متعهد هستید و مطمئن شوید که این فرد برنامه‌های شما را پیگیری می‌کند. این فرد می‌تواند همسر، شریک تجاری یا یک دوست باشد و ترجیحا بهتر است کسی باشد که بتواند برای شما انگیزه و الهام‌بخشی ایجاد کند.







لینک های مرتبط: لینک مقاله در روزنامه ,



 
نظر سنجی
به نظر شما نقش هریک از ما برای بهبود کیفیت زندگی خود در کشور چقدر است؟





دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

Instagram